X
تبلیغات
کالنگ - جایگاه نخل ودریا در شعرجنوب

کالنگ

شعر و ادبیات

جایگاه نخل ودریا در شعرجنوب

جایگاه نخل ودریا در شعر جنوب

چکیده:

نخل ودریا دویار قدیمی این دیار با مردم پیوند ناگسستنی دارند .مردمی از دیار نخل ودریا .نگاه شاعران جنوب به این دو مقوله خالی از لطف نیست چه نخل که بیشتر نمود آن در فصل گرماست و چه دریا که سفره ی خود را پهن می کند تا هر کسی سهم خود را آن  بردارد.بحث شعر وشاعری با مردم این دیار عجین شده چه هنگام برداشت محصول خرما که اشعاری موقع جمع کردن محصول می خوانند .چه هنگام صید که جاشوان اشعاری را با همدیگر می خوانند .جدا از این از در گذشته شاعرانی بودند که این اشعار را سرودند که مردم عادی آنها را می خوانند.این مقاله درپی آن است تا ماهیت واهمیت شعر جنوب با بحث این مقوله را در پیش بکشدوجای که لازم شد نمونه اشعاری در این زمینه نیز خواهیم آورد.

مقدمه:

برای بدست آوردن اطلاعاتی در این زمینه نیاز به وجود منابع مکتوب ویا شفاهی در منطقه جنوب است یا نگاهی گذرا به این موضوع اما آنچه به اهمیت این موضوع می پردازد وجود شعر شاعران جوان در این مضامین است .شاعرانی چند به لطافت وظرافت کامل درباره دریا خصوصا اشعاری بی نغز دارند که حتما پرداختن به آن ها در این مقاله بی اهمیت نیست.

 

نخل:

1-درخت خرما .خرمابن.2 –درخت3- درخت مانندی که از او موم وکاغذ وپارچه وجزآن سازند ومانند درخت دارای ساقه وشاخه وگل وگیاه ومیوه باشد.4-تابوت بزرگ وبلندی که با پارچه قیمتی تزیین کننند وبرآن آیینه ها وخنجرها وشمشیرها نصب نماییندو روز عاشورا به عنوان تابوت حسین بن علی(ع) در دسته حرکت دهند وگاهی نیز برای مرده ای جوان آن را حمل ویا در تکیه نصب کنند.

نخل عنوانی است که به درخت‌هایی از خانواده‌های مختلف اطلاق می‌شود. بیش از همه درخت خرما به نام نخل معروف است.

تیره نخلیان (Arecaceae) گیاهانی هستند درختی، درختچه‌ای یا بالارونده، خاردار، بابرگ‌های بزرگ و چین خورده، دارای تقسیمات پَری یا پنجه‌ای؛ گل‌آذین گوشتدار، پانیکول یا سُنبله، اغلب دارای براکته‌های اسپات مانند، گل‌های یک یا دو جنسی، منظم، ۶ گلپوش آزاد یا پیوستهٔ گوشتدار، ۶ پرچم یا بیشتر، معمولاً ۳ برچهٔ پیوسته و ندرتاً آزاد، یک تخمک، تخمدان فوقانی ۱ تا ۳ خانه‌ای، ۳ تخمک و میوهٔ سته، و گاهی بسیار بزرگ. این گیاهان بومی نواحی گرمسیری هستند.[۱] در لهجه بندرعباسی که در بخش اعظمی از هرمزگان رایج است به این درخت مغ گفته میشود که کلمه‌ای باستانی است

در ادبیات فارسی درخت نخل نشان از بخشندگی است، در شعر سعدی آمده‌است:

گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم

ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد

نشانه پیروزی [ویرایش]

در اروپای قبل از مسیح شاخه نخل نشان پیروزی بوده‌است.

وجنوب سرزمین نه فقط نخل وشرجی ودریا وعطر سمبوسه !که جنوب سرزمین بلوط وکوه وزاگرس وهامو ن وگستره ی وسیعی از خاور تا باختر ایران زمین از خوزستان تا سیستان وبلوچستان را شامل شده وزیستگاه مردمان واقوام از لر.بختیاری.عرب.بندری .قشقایی.بلوچ وفارس میباشد.

این گوناگونی اقوام سبب ساز آن شده تا جنوب از قالب یک نام وعنوان جغرافیایی خارج وبه یک فرهنگ تشکیل شده از خرده فرهنگ های غنی واصیل تبدیل گرددکه در طول تاریخ هنرمندان واندیشمندان وشخصیت های بزرگی را به ایران بزرگ هدیه کرده است .و میتوان به جرات گفت :که جنوب یعنی هنر.یعنی شعروجنوب یعنی آبروی شعرو ادبیات ایران .وگواه این ادعا نام های بزرگی در شعر وموسیقی این سرزمین است که از جنوب پا گرفته اندوگاه بنیان گذار امواج نوینی در شعر .ادبیات  وموسیقی شده اند.کسانی چون منوچهر آتشی-قیصر امین پور- سید علی صالحی –هرمز علی پور-سیروس راد منش –محمد علی بهمنی- هوشنگ چالنگی-علی بابا چاهی- و............نام بزرگ دیگر

و بزرگان دیگری چون نعمت آغاسی –سیروس احمدی فر –ناصر عبدالهی در زمینه موسیقی از جمله این بزرگانند.

سرزمین جنوب زیرش نفت ورویش سرشار از شعر است. آیا براستی انسان امروز در این دنیای شلوغ وماشینی می تواند هنر گمشده گذشتگان را در میان هیاهو وهراس جست وجو کند .گذشتگانی که هنرشان فریاد غم وشادی.رنج وخوشی وعشق وناکامی نسلهای بشر است محدوده تنگه های هزاره را پیموده وزبان مشترک همه انسانها در سراسر دنیا میشود.

نخل این میوه بهشتی در منطقه خاور میانه بیشتر نمود می کند زمانی که حضرت مریم (س) می خواست مسیح را به دنیا بیاورد خداوند به او فرمان داد از میوه آن درخت بخورد .پس از لحاظ غذایی میوه ای سرشار از ویتامین های مختلف است.

خوراک اهالی جنوب در گذشته خرما بود که به طرق مختلف از آن استفاده می کردند مانند خرما با شیر ((لچ))خرما روغنی .خرما ارده و به شکل رنگینگ که با آرد قاطی ودر روغن سرخ می کنند.شراب خرما .شکلات .شیره دیگر فراورده های این محصول پر خاصیتند .غیر از خرما از درخت خرما چه برگ آن وچه تنه ودیگر اجزای آن چه مصالح ساختمانی وچه به عنوان زیر انداز وسایبان نیز از آن استفاده میشود.درخت خرما در اواخر زمستان با گرده درخت خرمای نر گرد افشانی میشود وبرای محصول دادن در فصل تابستان آماده میشودنخل را مرتب میکنند تا محصولی خوب از آن برداشت شود .گونه ها ورقم های مختلف این درخت به نوبت به بار میشینند تا شیرینی آن به کام همه مزه کند.  نخل جز مصالح ساختمانی مردم منطقه جنوب بود ابزاری ساده که  با تنه وبرگ های آن می توانست سرپناهی امن برای هر نفری باشد .نخل تا جایی در زندگی مردم این منطقه اهمیت دارد که موقع برداشت محصول شهادتین نخل را بجا می آورندوموقع چیدن محصول اشعاری در این زمینه می خوانند.در اشعاری که در این رابطه می خوانند ((معمولا فکاهی)) است . در حین سادگی انواع مختلف خیال وجود دارد که تخیل وافری از شاعران هر دیار را به خوبی نشان می دهد.همچنین ابعاد دیگر چون حقیقت انسان وطبیعت  را به خوبی به تصویر میکشد تصاویری همراه با تشبیهات وتخیلاتی ناب فروغ بخش چشم اندازی روشن ورهروان راه طریقت و روشنی شده اند اشعار در آفرینش تصاویر از تجربیات حسی .عقلی وعینی در حیات خود استفاده میکنند.اما جای بسی تاسف دارد که اینگونه اشعار کم کم از خاطر جوانان محو میشود واندک آدمی یافت میشود که اینگونه اشعار را به خاطر دارد.((باهم چند نمونه از اشعار محلی که هنگام برداشت محصول خرما می خوانند را بازگو می کنیم))

الا زینی حسن کریم دا

که دهتی کوچکه به چه به شوی دا

که چادر گولومی به چه به روی دا

الا زینی  حسن کریم دا

که دهتی کوچکه به چه به شوی دا

که چادر گولومی به چه به روی دا

مکش تالی تالی شیری شیری هستن

نه یک من به دو من پنیری هستن

مکن سکده دستوم گوزی خوردن

کجای خوردن سر تی یو خوردن

چه گوزی گوز شوزی خوردن

چه وقتی نصف شوی خوردن

آوای کاری 2

تقی مردن      نمردن

هوی بردن   نبردن

بعله دیدم    ندیدم

تل پیشون      ندیشون

ماشالله ماشالله     ماشالله به مغ بر       که مغی بریدن        پروندی بستن اه صحب تا حالا 2 بنی بریدن

 

و این شعر که تمام محصول را جمع کردن نگاه می کند که چیزی باقی مانده یا نه می خوانند

پره بگرد  پره گرد

دور سر    بره بگرد

لیهی فلکن به دست      چوکن خلقن

 

شعر دیگری

بره گم بودن

بره علیدا    گرگن تلی دا

اشعاری دیگری هم می خوانند که به دلیل هزل بودن آن از آوردن آن معذوریم

طریقه خواندن آوای کاری هنگام برداشت محصول خرما اینگونه خوانده میشود که به دو گروه تقسیم میشوند گروه اول می خواند وگروه دوم دنباله یا مصرع دوم را می خوانند به همین خاطر شور وهیجان خاصی دارد.

 

 اگر چشم از زندگی پر زرق وبرق امروزی ببندی واندگی به صد سال قبل برگردی خواهی دید که اهمیت نخل در جنوب چه پر رنگ به نظر می آیدجاییکه مصالح ارزان بدون هیچ رنگ وطرحی یک روزه می توانستی صاحب زندگی ساده ای باشی که تمام اطرافیان هم مانند آن داشتند .خرما به وسیله لنج ها صادر میشد .از محصول نارس آن غذای گاوو بز میشد نخلستان وسیع دشت میناب که امروزه دیگر آثاری از عظمت قبلی خود را ندارند گواه این ادعاست رعیتی که نزد ارباب کار می کرد مقداری زمین در اختیار او قرار می گرفت تا او درخت خرما بکارد ولیمو تا منبع در آمدی باشد برای معامله پایاپا ی که خرمای خود را به محصولی که به آن نیاز دارد معاوضه کند.خشک سالی عظمت وسرسبزی را منطقه جنوب گرفت وجای آن کرت هایی دریایی سبز شدند که جز جلوگیری از فرسایش خاک اهمیت دیگری ندارند.

اهمیت نخل در دوران دفاع مقدس ونماد ایستادگی ومقاومت در آن دوران

استان خوزستان چون کانون جنگ تحمیلی بود ویکی از استان های جنوبی کشور محسوب میشود از نخلستان های وسیع  خرمشهر وآبادان برخودارند که مانند سربازی در برابر دشمن ایستادند.از نخل در این دوران به عنوان نماد مقاومت وسربلندی یاد میشود چه بسا که نخل های تنومند آن دیار در برابر گلوله وخمپاره های دشمن نقش بر زمین می شدند وجلوی پیشروی دشمن را می گرفتند .نخل این نعمت خدا دادی در بم رقم بسیار  عالی دارد که در خارج از کشور طرفداران خود را دارد رقم مضافتی یک رقم نادر وبسیار خوش مزه محسوب میشود.اما در منطقه هرمزگان رقم عالی ان در حاجی آباد یافت میشود پیارم  رقم ناب است که کشاورزان سعی در گسترش این رقم را دارند.در منطقه میناب مرداسنگ .رقم خوبی محسوب میشود که غیراز مصرف داخلی به خارج نیز صادر میشود.

دریا 

1-آب وسیعی که محوطه وسیع را فرا گرفته وبه اقیانوس راه دارد.بحر.2-هستی . وجود

نگاه شاعران به دریا نگاهی لطیف وجاندار است منظور بیشتر شاعران جنوب خلیج فارس است که همدم دیرینه مردم این دیار است خلیج فارس از زمان های بسیار دور از زمانی که داریوش بزرگ فرمان داد تا مسیرهای دریایی این حکومت را مشخص کند چه تا به حال که اهمیت خلیج فارس برای انرژی جهان به بحثی سیاسی تبدیل شده است.رونق اقتصادی وصیادی خلیج فارس چه از لحاظ تنوع زیستی وچه از لحاظ اقتصادی منبع عظیم گاز ونفت را در دل خود جای داده است دریایی بخشنده که هر کس دست نیاز به سوی آن دراز کند دست خالی بر نمی گردد.دریا شده خواهر ومن هم برادرش –عاشق تر از همیشه نشستم برابرش.

ویژگی شعر دریا:

شاعر دریا به نازکی وظرافت کلام خود اشاره دارد اشعاری  قابل فهم که مضمون کلام را نازک ولطیف با استادی تمام کنار هم می چینند.به دلیل ارتباط دریا با مردم جنوب مخاطب درک وفهمی درست از اشعار دارد چه شاعری که در شمال این شعر را بشنود همان ربداشتی را دارد که یک مخاطب جنوبی دارد.گرمای طاقت فرسای جنوب روحیه ی خشن را به مردم تحمیل نمی کند بلکه مردم خونگرم جنوب را مهمانواز وسرحال می کند.

جاشویی که به طلب کسب روزی تورش را در دریا می اندازد هرچه از دریا نصیبش شد راضی است .بنادر جنوبی چه از قدیم وچه حال که یکی بزرگترین بنادر کشور نیز در منطقه هرمزگان قرار دارد روزانه شاهد مهمانی از سایر نقاط جهان است.

در جنوب مراسم های مختلفی برگزار میشود مخصوصا جزیره نشین های خلیج فارس برای هر مناسبتی رسم ورسوم خاصی دارند فصل صید میگو برای جزیره نشین ها رونق واهمنیت فراوانی دارد .در این فصل در هر جزیره ای باشی همه به نوعی درگیر این مسئله اند از آغاز تا پایان شب زنده داری همراه با اشعاری که مختص مردم این منطقه است خواننده میشود .لنج های چوبی به راه می افتند تا از آنطرف آب سوغاتی وکالای مورد نظر را وارد کنند.چشم زن ها به ساحل دریاست که مرد آن ها سالم از این سفر برگردد .چه بسا دریا زن های زیادی را بیوه کردو بچه های زیادی را یتیم ودریا بخشنده است کسی نه شاکی میشود ونه با او دعوا دارد.

آوای کاری دریا از قدیمی ترین وزیباترین ترانه های عامیانه هستند که با آوازی خوش وگاهی هم با دهل خوانده میشود .آنچه در ترانه یا شعر دریا هنگام خواندن ترنم می کنند آهنگی است احساسی که از عمق وجودشان نشات می گیرد واز زیر وبم وفراز وفرودی دلپذیر برخودار است وگاهی جاشوان چنان این ابیات را می خوانند که خستگی ازکار را فراموش میککند.این خود بیانگر این است که پدید آورندگان اینگونه اشعار با وزن عروضی فارسی آشنایی کامل داشتند سرایندگان اینکونه ابیات ناشناخته اند وفقط نمونه از این ابیات در جزیره قشم هست که اینگونه اشعار با حالتی خاص ومراسمی ویژه آن را برگزار می کنند.طنین وموسیقی این ابیات بسیار با ارزش ومهم است زیرا جاشوان با شنیدن این ابیات به آرامشی دعوت میشوند. هدف آفریدگان اینگونه اشعار انتقال مفاهیم وفرهنگ منطقه به نسل های آینده وحفظ آن برای نوعی آرامش که همراه با موسیقی محلی است.

 اگر مردی به دریا رفت وبرگشتن او طولانی شد یا از صبح رفت وتا پاسی از شب نیامد یک نفر طبال دهل بدست کنار دریا زن فانوس بدست می کوبند تا اگر مردی که به دریا رفته راه را گم کرده باشد این صدا ونور راهنمایی هست برای پیدا کردن مسیر.اهمیت برای تمامی کشورهای جهان از جایگاه ویژه ای  برخودار است چون کشورهایی که کنار دریا قرار دارند غیر از اقتصاد وجابجایی مسافر اهمیت توریستی وجاذبه های دیگری هم دارد.

درون مایه بیشتر این اشعار تلاش برای کار طاقت فرساست که همرا با آرامش وآسان  بودن کار همگانی است اگر همه با هم یک تور پر از ماهی را بالا بیاورند نه تنها خسته نمیشوند بلکه احساس راحتی و سر زنده ای به افراد دست میدهد در اینگونه اشعار بیشتر اوصاف طبیعت بخصوص دریا مد نظر است ستایش خداوند مهربان وتشکر از او به خاطر برکت  فزونی روزی اینگونه اشعار متاسفانه کم کم به باد فراموشی سپرده میشود وکسی سراغ آن را نمیگرد مرد جاشو دیگر اینگونه اشعار را با هم دیگر نمی خواند ضبط صوت ونرم افزار های دیگر جای اینگونه ابیات وآوای کاری را پر کردند و کم کم هم شعر گذشته دریا ونخل به بوته فراموشی سپرده میشود امید است که اینگونه ایات در کتابی جمع آوری شود تا نسل آینده بتواند ازآن بهره کافی برده باشند.

موسیقی کار بر روی د ریا  سحرگاهان  ، همه بر عرشه   لنج بوم جمع شده و منتظر دستور ناخدا  برای بالا کشیدن لنگر و بر کشیدن  هوزار ( بادبان)  هستند ، صالح که چند روز پیش  یک جا * شده   و هنوز حنای دامادی بر دستانش نقش بسته  بود، در گوشه ای با چشمان اشک الودش به ساحل  چشم دوخته بود و گهگاهی  دستمال   عطراگینی که به یادگار از تازه  عروسش دریافت نموده بود به بینی اش نزدیک می کرد ، بوی عطر تن یار و حجله عروسی ، دل کندن از شهر و دیار و یار  ، غم سنگینی  بر دلش نشانده  بود .

عبدلرحمان مرد میانسالی  که دیروز برای اولین بار شاهد گام برداشتن  کودک یک ساله اش بود ، به کوون** لنج تکیه داده بود و در عالم  خیال زمان را یک سال به جلو برده بود و شاهد دویدن کودک خردشالش برشنهای دریا بود ، او می دانست که سفر طولانی در پیش دارد .

ممدو که تا دیروز سرو پایش  غرق شادی بود و به همه می گفت که بعنوان  ولیت* **می خواهد با لنج  ناخدا یوسف  سفر کند ، در گوشه ای  نزدیک سلیدان **** کز کرده بود و بغض گلویش گرفته بود برای او که تازه به سن دوازده سالگی  پاگذاسته  بود  ، دل کندن از بپ و مم ، دادا و کا کا    کار راحتی نبود ، باران اشک از اسمان  چشمانش  می بارید .

ناخدا یوسف که مرد دریا دل و ناخدای با تجربه ای بود ، می دانست با چنین روحیه ای  نمی توان به دریا  زد ،  دستور برداشتن لنگر داده می شود  و هم زمان  ناخدا  با چند نفر از جاشوان قدیمی  ، پا ها را بر سطحه  لنج ( عرشه )  می کوبند و دستها  در هوا به حرکت در می ایند  و صدای  چاکه ( دست زدن)   فضای دیگری بر لنج  حاکم می کند ،

            چیکنگا    با با چیکنگا         ور شو    ورشو     چیکنگا  

           چیکنگا    با با     چیکنگا      ور شو    ورشو      چیکنگا

حالا همگی جواب  می دهند ، لنگر بال کشده شده و همه دستها  چاکه می شوند  ، دهلها نیز به صدا در امده اند ، صالح ، عبدلرحمان و ممدو هم غرق  چاک زدن و  حواب دادن هستند  چیکنگا  با با  چیکنگا      ور شو ور شو  چیکنگا       شوق سفر  بر فضای لنج  حاکم  می گردد

دستور بر کشیدن باد بانها نیز داده می شود ،

کلی ورشو  خلیلو سریا   ورشو ورشو  خلیلو سریا    ، این اوازها  به همراه  چاکه  و دهل،  لنج را راهی سفر یک ساله می کند   ، این نغمه ها و اوازها   صدها  و شاید هزاران سال است که   دریا نوردان و ساحل نشینان  جنوب ایران   ، به همراه کار  و سفر  ، سر می دهند و بخشی ازکلی ورشو  خلیلو سریا   ورشو ورشو  خلیلو سریا    ، این اوازها  به همراه  چاکه  و دهل،  لنج را راهی سفر یک ساله می کند   ، این نغمه ها و اوازها   صدها  و شاید هزاران سال است که   دریا نوردان و ساحل نشینان  جنوب ایران   ، به همراه کار  و سفر  ، سر می دهند و بخشی از موسیقی این دیار تشکیل می دهند .

چاک و چاکه زدن  نقش مهمی در موسیقی  جنوبی دارد  در بعضی مواقع  فقط دست زدن به همراه  اواز جمعی ، خود به تنهای  ساعتها  مجلس را گرم می کند .  اشعار موسیقی کار اکثرا کوتاه هستند و بارها تکرار  می گردند ، یک نفر که صدای رسای دارد  هر دفعه یک بند شعر با صدای مختلف می خواند و بقیه ان را تکرار می کنند  .  چاکه ( دست زدن)   امروزه بعنوان  نمودی از موسیقی جنوب شناخته شده است و از ان در مجالس مختلف استفاده  می کنند .

 موسیقی این دیار تشکیل می دهند کلی ورشو  خلیلو سریا   ورشو ورشو  خلیلو سریا    ، این اوازها  به همراه  چاکه  و دهل،  لنج را راهی سفر یک ساله می کند   ، این نغمه ها و اوازها   صدها  و شاید هزاران سال است که   دریا نوردان و ساحل نشینان  جنوب ایران   ، به همراه کار  و سفر  ، سر می دهند و بخشی از موسیقی این دیار تشکیل می دهند .

موسیقی هرمزگان   ،موسیقی ، کار و تلاش است ، از صید مروارید می گوید ، از سفر به سر زمینهای دور دست می گوید ، از دریای نیلگون و ماهها دریانوردی می گوید ، از غم دوری و از شادی  می گوید . موسیقی هرمزگان اواز زندگی ساحل نشینان جنوب است

رزیف و رزیف  خوانی    را می توان  موسییقی سفر نامید زیرا  تمامی اشعار این مراسم به نحوی بازگو کننده   ، یک سفر دریای و یا حوادثی که در طول سفر با ان روبرو شده اند ، امروزه بصورت خیلی  محدودی  در بعضی شهرهای هرمزگان به مناسبتهای خاصی   شاهد برگذاری این نوع  مراسم هستیم ، بندر کنگ ، لافت، سلخ و جزیره  لارک از جمله این  شهرها  می باشد . در جزیره لارک  در مراسم  عروسی ها و  روز عید قربان و عید فطر ، مراسم رزیف خوانی به همراه شمشیر بازی  کما کان اجرا می گردد .  در بندر کنگ و شهرهای  لافت و سلخ در جزیره قشم  مراسم رزیف بدون شمشیر بازی می باشد.
یک نمونه شعر از استاد بهمنی 

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم 

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید
 و چه بی ذوق جهانی كه مرا با تو ندید
رشته ای جنس همان رشته كه بر گردن توست
چه سروقت مرا هم به سر وعده كشید
به كف و ماسه كه نایابترین مرجان ها
 تپش تبزده نبض مرا می فهمید
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید كه خود را به دل من بخشید
 ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچكس مثل تو ومن به تفاهم نرسید
خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید
منكه حتی پی پژواك خودم می گردم
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید

 

 

 

·         پشت دریا شهری است

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاك غریب
كه در آن هیچ‌كسی نیست كه در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار كند.

قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبی‌ها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی كه سر از خاك به در می‌آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران
می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور باید شد، دور."
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یك خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری، سرخوشی‌ها را تكرار نكرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."

هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است
كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای كبوترهایی است كه به فواره هوش بشری می‌نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتی است.
مردم شهر به یك چینه چنان می‌نگرند
كه به یك شعله، به یك خواب لطیف.
خاك، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است
كه در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.

آویزانی از خوشه ی خرما

        پنهان چهره ام را کامل می کنی

زن کنارم بود

کم بود

پیچ می خورد

 وبالا می رفت

           به هم می خوردیم در تجلی آمدن ونیامدن

وآمدن وسوسه هایی از تاخیر کردن

ونیامدت سرگیجه های درخت خرما

خوابم می برد در استکان چای

                      راه می افتم در اندامم

در نیامدنت تکان نمی خوردیم

زن در دسترس نبود

در امتداد انگشتانم

به بار می نشینی

            سرها شکل علامت سوال

لب ها در حالت توازن

وچشم هایم که راه بیفتند در فنجان

این آمدن ونیامدن

به صندلی ختم می شود

           به صداهایی که تصاعدی حاشیه جنوبی دامنت را سایه می زنند

دیگر هیچ چیز مفهوم ندارد

نه صورتم که صبح از آیینه کندم

ونه دستانم که جایی ندارد بروند

پشت کرده اند

       به حرفهای افتاده در استکان چای

پنهان سرم را گرم می کنی

در محاصره آمدن ونیامدن

             بگذار دستانت

از اندامم بالا

بالا تر گرم اند

سینه هایم

از چند میلی متری

          دست ها به حاشیه ی سینه ها ایمان آوردند

درحال صعودچشم هایم را می بندم

در حال حفر چاله ای در منی

زن تکان نمی خورد

            این آمدن چه قدر گران تمام شد

ونیامدن

     ختم لب های احتمالی

 

                                                 ابراهیم ارمات

 

منابع:

1-فرهنگ لغت دکتر معین2-سایت شعرجنوب3-کتاب لالایی های سهراب سعیدی-4- وبلاگ ادبی سارا-5- فرهنگ محلی استان هرمزگان6- وتمامی دوستان واهالی خوب میناب که با مطلب در اختیار من گذاشتند.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 12:20  توسط ابراهیم ارمات  |